|
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 8:40 توسط حميدرضا مريم |
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی بغض من می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
+ نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386 9:40 توسط حميدرضا مريم |
یکی از عوامل پیشرفت غربی ها خلاقیته که متاسفانه من این روحیه رو ندارم ولی باید به کمک دوستان و از جمله مریم خانم به این مهم برسم
خلاقيت توانايي تركيب، تجميع و تلفيق ايده ها و پديده هايي از پيش
شناخته شده بصورت منحصر به فرد و در يك كليت نو و ايجاد يك ارتباط غير
معمول بين آنها است.
خلاقيت توانايي ديدن چيز ها در يك نظر نو و غير معمول ، ديدن
مشكلاتي كه هيچ كس ديگر امكان تشخيص وجود آنها را
نمي دهد و سپس ارائه رهيافتهاي جديد ،غير معمولي و اثر
بخش مي باشد.
حالا مریم جان کمکم می کنی عزیز دلم + نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386 21:25 توسط حميدرضا مريم |
ما جوونای ایرانی (خودمو میگم) یاد نگرفتیم از عمرمون - وقتمون-زندگیمون و ...خوب استفاده کنیم توی دنیا امروزه واسه همه چیز و حتی احساساتشون ارزش اقتصادی قائل هستن حالا به نظر من ما کاملا مثل اونا که نه ولی حداقل باید واسه عمرمون ارزش قائل بشیم. نمیدونم چرا ما اینجوری هستیم ولی به راحتی و بدون برنامه عمرمونو داریم تلف می کنیم شما رو نمیدونم خودمو عرض می کنم -مثل همیشه و در همه موارد اولین چیزی که به ذهنمون می رسه توطئه بیگانگانه ولی واقعا اگه بخواهیم فکرشو بکنیم اگه دیوونه بشیم حق داریم..... واسه پیشرفت حداقل دوربر خودم باید از خودم شروع کنم و منتظر نباشم دیگران واسه من برنامه ریزی کنم که عمرم تموم میشه + نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386 21:18 توسط حميدرضا مريم |
می دونی که بی تو می میرم نباشی من جز تو کسی رو ندارم می میرم اگه یه روز از من جدا شی تو مثل خورشید می مونی واسه چشمای من نباشی سیاه میشه روزگارم تو دستای عاشق تو جون میگیره ارزوهای من واسه چشمای ناز تو می میره چشمای من بی تو می میرم مادرم سرافراز گلهای یاس و مریم نگار خوشی های دوران کودکیم روزت مبارک + نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386 7:39 توسط حميدرضا مريم |
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386 10:58 توسط حميدرضا مريم |
نمی خوام که بمونی بسوزی به ساز دلم سفرت به خیر اگه میری از اینجا تک وتنها به یه شهر دور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تو حروم بشی برو تا تو بزرگی که می خوام فقط ارزوم بشی ..... + نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386 7:41 توسط حميدرضا مريم |
حالا که حضورت کمرنگه منم می خوام سایه باشم می دونم با منی تا مرز گریه هنوزم تو مهربونی تن سرد غصه ها رو با نگاهت می پوشونی کاش بدونی که هنوزم تو هوای واژه هامی اخرش منو شکستی من فقط چشمامو بستم اگه خواستی که بمیرم یاد تو ازم جدا کن یاد تو ازم جدا کن........... + نوشته شده در سه شنبه 5 تیر1386 12:56 توسط حميدرضا مريم |
زندگی گره ای نیست که در جستجوی گشودن ان باشیم زندگی واقعیتی است که باید تجربه اش کنیم می توان در عین کور بودن خیلی از واقعیت ها رو دید می خواهیم غافل از اینکه خوب ها اسان می ایند بی رنگ می مانند وبی صدا می روند + نوشته شده در یکشنبه 3 تیر1386 10:56 توسط حميدرضا مريم |
|